عاشق شکست خورده

تخلیه درون

چه کنم ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 20:39  توسط محمد  | 

و شاید آینده

شاید آینده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 1:9  توسط محمد  | 

خدایا خودت کمکم کن

خدایا خودت کمکم کن تا این ضربه روحی رو تحمل کنم.اونقدر استرس دارم که نمیتونم حتی بخوابم.دیشب نشستم و فینال رو دیدم.بعدش اومدم که بخوابم اما اونقدر قیافه دختره جلوی چشمم اومد که نتونستم بخوابم.

فقط خدا میتونه کمکم کنه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 14:38  توسط محمد  | 

متنفرم از نام عشق

لعنت به این زندگی.لعنت به این مردم.لعنت به عشق.لعنت به خودم.آره من از خودم هم متنفرم.از همه چیز متنفرم.از این زندگی خسته شده ام.از دور اطرافم خسته شدم.از همه چیز متنفرم.از کل عالم و آدم متنفرم.دیگر نمیخواهم کسی رو ببینم.دیگر نمیخواهم هیچ دختری رو ببینم.چقدر باید زجر بکشم.من از خدا هم گلایه دارم. این بود عدالت؟این بود انصاف؟ کجای این دنیا عدالت وجود دارد. مگر من چه گناهی دارم که باید به این روز بیفتم. مگر من به چه کسی بدی کردم؟لعنت به این زندگی.لعنت به این تحصیل و دانشگاه. درست پنج سال بود که چشم انتظار یک نفر بودم.ولی امروز تمام وجودم نابود شد. دختری که من بهش علاقه مند بودم الان یک سال است که با پسر عمه ام دوست شده است. وای وای وای. من حتی لیاقت زندگی کردن را هم ندارم. درست پنج سال پیش بود که دختری را جلوی مغازه دامادمان دیدم.اون موقع فقط هجده سال سن داشتم. دختری که دیده بودم تمام خصوصیات دختر مورد علاقه ام را داشت. متین و زیبا بود.تمام چیزهایی که در مورد یک دختر فکر کرده بودم را داشت. با یک نگاه یک دل نه صد دل عاشقش شدم. آری درست پنج سال پیش این اتفاق افتاد. بعد از این ماجرا تنها چیزی که به آن فکر میکردم به دست آوردن این دختر بود. من حتی نتونستم به کسی ماجرا را بگویم.شب ها با فکر او به خواب میرفتم و صبح زود اولین چیزی که به ذهنم میرسید قیافه آن دختر بود.امروز و پس از پنج سال همه چیز خراب شد. پسر عمه ام که یک سال هم از من کوچکتر است حرفی زد که کل تنم لرزید. گفت به یک دختر علاقه مند شده ام و قرار است که باهم ازدواج کنیم. وقتی که گفتم طرف مورد علاقه ات چه کسی است نشانی دقیق همان دختر را بهم داد. وقتی که اسمش را شنیدم  انگار تمام دنیا پیش چشمم سیاه شد. وای وای خدایا من چه کنم. من حتی لیاقت زنده ماندن را هم ندارم. همه چیز تمام شد. امروز همه چیز تمام شد. همان طور که به خودم قول داده بودم همان طور برخورد خواهم کرد.من به خودم قول داده بودم اگر نتوانم با آن دختر ازدواج کنم دیگر تا آخر عمرم با هیچ دختر دیگر ازدواج نخواهم کرد. تنها چیز که میتوانم بگویم این است :لعنت به این عالم و دنیای بی معنی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 14:5  توسط محمد  | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااام

سلام دوستان.مدتی بود که نتونستم بیام و بنویسم.واقعا سرم خیلی شلوغ بود.البته مشکلات هم هر روز زیاد تر میشه.قصد دارم فعالیتم رو یه کم زیاد کنم.واسه همین در آینده خیلی نزدیک واستون یه هدیه میفرستم.اون هم کنسرت زیبای معین رو براتون میذارم که در اربیل برگزار شد.

فعلا ...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 0:49  توسط محمد  | 

این هم یه شعر زیبا

عشق تو کور کرد و کشت مرا


فکرو زکرم تو بودی او روزا یادته

                                    اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته

رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم

                                    سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من

وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور

                                             دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات

                                        تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد

میگفتی من برمیگردم خیلی زود

                                       دلو جونم همشون فدای یه تاره موت

ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام

                                        آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام

یه نامه همش دادی همون شده آب غذام

                                       نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام

من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو

                                      فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو

آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن

                                     دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن

شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه

                                     می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه

شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد

                                فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد

اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟

                                   این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟

خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات

                                    دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

وای الان صبح میشه هو هنوز که من نخوابیدم

                                   یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم

دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم

                                 دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم  

تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو

                                          زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 21:17  توسط محمد  | 

عکسهای ناز...

سلام دوستان.پس از چند روز اومدم.اون هم با چند تا عکس ناز.

تقدیم به همه..

nightmelody-com-0164.jpg

.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 17:3  توسط محمد  | 

فوری.

 
تذکر فوق­العاده مهم و فوری فوری فوری
 برنجهای وارداتی پاکستاني و هندي برای دوام بيشتر در انبارها  و جلوگيری از قارچ و کپک و پوسيدگی و نيز جلوگيری از شپشک توسط مواد گوگردی به همراه گروه غير اشباع خانواده فنل بخار داده شده­اند. اين مواد بغايت سرطان زا می ­باشند و حتی در صورت شتشوی برنج و يا جوشاندن و آبکشی برنج آسيب­های نابود کننده و مخرب آن کم نمی­شود. سرطان­های معمول با اين مواد از نوع Leukemia (سرطان خون و مغز استخوان) و  Sarcoma & Bone Cancer (سرطان بافتهای نرم و استخوان) می باشد. برای رضای خداوند و جلوگيری از آسيبهای جانی جبران ناپذير به هموطنانمان با همه امکانات اطلاع رسانی کنيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 16:42  توسط محمد  | 

کجایی کوروش

 


آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا شخصیتی مانند کوروش که جهان در برابر بزرگی او شگفت زده است و مشهورترین مورخین و باستان شناسان و خاورشناسان دنیا از او به نام ایر مرد تاریخ جهان یاد کرده اند، چرا تاکنون اسمی از او در ایران برده نشده است؟ یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان نشده است؟ آیا ادامه راه این شخصیت بزرگ جهان نمی تواند راه نجات ما باشد؟ آیا برای ایران که کوروش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است، پسندیده است که امروز دنیا ما را به نام مهد تروریست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب کند؟ کوروش پدر ملت ها، بزرگ قهرمان آن روزگار، سرور آسیا، کسی که دشمن او را به نیکی ستایش کرد و او را نمونه یک شهریار والا می دانست امروز کجاست؟

ایرانیان بدانند که کوروش در حد یک پیامبر برای ایران خدمت کرد و ایران یعنی کوروش و کوروش یعنی ایران. راه او راه جوانان آینده ایران است و هیچ شخصیت غربی و عربی نمی تواند برای ما ایرانیان بالاتر از او باشد. در این جا نظر برخی از پرفسورها و مورخان را در مورد کوروش، می خوانیم:
پروفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان:

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کوروش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراطوری چندین دهه ای ایران مایه ی شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملت های منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.



دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی:

این پادشاه بزرگ یعنی کوروش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القلب و ظالم بابل و آشور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زرتشت بوده است. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات نیک می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خداوند دانسته و آن را برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.




پروفسور آلبر شاندور:

شاهنشاهی ایران که پایه گذار آن کوروش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشونت پی ریزی نشد بلکه عکس آن درست است. زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد. پارسی ها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتر خود عظمت و شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است. نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان می دهد. آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند.



ژنرال سرپرسی سایکس:

مطالب کتاب مقدس تورات و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی همه همداستانند که کوروش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست می داشتند و «پدر» می خواندنش. ما نیز می توانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریایی که سرگذشت اش بر تاریح روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است.




ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه کوروش بزرگ:

من خود سه بار از این آرامگاه دیدن کرده ام و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آن چا بکنم و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده ام که زیارت آرامگاه کوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. به راستی من در گمانم که آیا برای مردم آریائی(هندو اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیان گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهم تر باشد.

افلاطون: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:8  توسط محمد  | 

دانلود آلبوم سیاوش سهراب

سلام دوستان.امروز آلبوم زیبای سیاوش سهراب را در وبلاگم قرار داده ام.درسته این وبلاگ، وبلاگ موزیک نیست اما این آلبوم ارزش شنیدن داره.اگه با دانلود مشکل داشتین بگین تا حل کنم.

میتونید آهنگها را آنلاین گوش کنین.دانلود سیاوش سهراب

برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 0:9  توسط محمد  |